السيد الطباطبائي

29

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

از طرف ديگر از آيات كريمهء قرآنيّه معلوم مىشود كه مراد از وجه الله تعالى كه زوال پذير نيست همانا اسماء الهيّه است . و بيان آن اينست كه در آيهء ديگرى همين وجه الله را كه فنا و زوال در او راه ندارد تفسير به اسماء خود نموده و صفت عزّت و جلالت را بر آن مترتّب ساخته است : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ - وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ . « 1 » به اتّفاق جميع مفسّرين كلمهء « ذو » صفت براى « وجه » مىباشد يعنى « وجه » پروردگار تو كه آن وجه ذو الجلال و الاكرام است باقى است . و چون مىدانيم كه وجه هر شىء عبارتست از آن چيزى كه مواجهه بدان حاصل مىشود ، بنابراين وجه هر چيز مظهر آن چيز است ، و مظاهر ، همان اسماء خدا هستند كه مواجههء خدا با تمام مخلوقات به وسيلهء آنها انجام مىگيرد ، و نتيجهء آن اين مىشود كه تمام موجودات فنا و زوال پذيرند مگر اسماء جلاليّه و جماليّه ، و بالنتيجه معلوم مىشود كه سالكان إلى الله كه به فيض سعادت بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ رسيده‌اند عبارتند از اسماء جلاليّه و جماليّهء حضرت پروردگار جلّ و عزّ . از همين گفتار به خوبى معلوم مىشود كه مراد

--> ( 1 ) - آيهء 26 و 27 ، از سورهء 55 : الرحمن : [ هر كس بر روى آن ( زمين ) است فنا پذيرد و باقى مىماند وجه پروردگارت ، كه آن وجه داراى صفت جلال و جمال است ] .